مرتضى مطهرى
243
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خاتميت ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ . . بحث ديشب ما به مناسبت بحثى كه راجع به مقتضيات زمان مىكرديم در اطراف خاتميت بود . عرض شد كه اساساً مسئلهء خاتميت خود يك مسألهاى است كه با زمان ارتباط دارد . نسخ شدن يك شريعت و آمدن شريعت ديگر بجاى آن ، فقط و فقط به زمان بستگى دارد و الّا هيچ دليل ديگرى ندارد . همهء علما اين را قبول دارند كه رمز اينكه يك شريعت تا يك موقع معينى هست و بعد از طرف خدا نسخ مىشود ، تغيير پيدا كردن اوضاع زمان و به اصطلاح امروز مقتضيات زمان است . بعد اين سؤال پيش مىآيد كه اگر اينطور باشد پس بايد هميشه با تغيير مقتضاى زمان ، شريعت موجود تغيير كند . بنابراين هيچ شريعتى نبايد شريعت ختميه باشد و نبوت نبايد در يك نقطهء معين ختم بشود . جواب اين سؤال را ديشب عرض كرديم كه كسانى كه اين سؤال را مىكنند در واقع دو چيز را با يكديگر مخلوط مىكنند . خيال مىكنند معناى اينكه مقتضيات زمان تغيير مىكند فقط و فقط اين است كه درجهء تمدن بشر عوض مىشود ولذا بايد پيغمبرى مبعوث بشود متناسب با آن درجه از تمدن يعنى پيشرفت علم و فرهنگ بشر . در صورتى كه اينطور نيست ؛ مقتضيات زمان به صرف اينكه درجهء تمدن